دیروز محمد نبی حبیبی دبیرکل حزب موتلفه اسلامی گفته بود که انتخابات می تواند ابزاری برای جنگ نرم باشد. وی با اشاره به انتخابات دهم ریاست جمهوری و حواشی آن گفته بود که دشمن از طریق دعوت مردم به شرکت در انتخابات قصد براندازی نرم جهوری اسلامی را داشته است.
این اظهارات برای اولین بار است که در عرصه سیاسی کشور مطرح می شود. گویا اصولگرایان در این روزها به این نتیجه رسیده اند که برای حذف رقیب سیاسی خود استفاده از هر راه و حربه ای مجاز است. حتی این که این موضوع حمله به مسائل بنیادینی مثل انتخابات باشد.
این دیدگاه دبیرکل موتلفه حامل اندیشه هایی است که ادامه یافتن آن می تواند خطرات جدی را برای آینده کشور رقم بزند. این اظهارات می تواند پی زمینه این نگاه بشاد که می توان به بهانه وجود مشکل در کشور و درگیری ها و پیامد های سیاسی حتی اصول اولیه ای مانند انتخابات را تحت الشعاع قرار داد و یا حتی از آن چشم پوشی کرد.
این در حالی است که انتخابات رکن اساسی جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن است. تاکیدات مکرر قانون اساسی بر لزوم انتخابی بودن اجزای اصلی حکومت به صورت مستقیم و غیر مستقیم اهمیت این موضوع را نشان می دهد. تجربه سال های پس از پیروزی انقلاب نیز بیانگر این موضوع است. می بینیم که در هر شرایطی اعم از جنگ و بحران های داخلی اوایل انقلاب انتخابات های متعددی برگزار شده است. در بیش از سی سال گذشته کشور هر سال شاهد برگزاری یک انتخابات بوده است و هیچ واقعه داخلی وخارجی نتوانسته است خللی در اجای این امر مهم در کشور ایجاد کند.
این نگاه که انتخابات می تواند زمینه ساز جنگ نرم در کشور باشد از بسیاری جهات محل اشکال است. چون اگر قرار بر جنگ و تلاش برای آنچه که اصولگرایان جنگ نرم می خوانند باشد هر چیزی می تواند ابزار آن قرار گیرد. نه تنها انتخابات بلکه ریزترین مسائل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی کشور از پوشش و سبک زندگی گرفته تا رسانه ها و کتب و دانشگاه ها بر اساس تحلیل آقایان می توانند ابزار جنگ نرم باشند.
در این میان دو دیدگاه وجود دارد یا اینکه استفاده از این تعبیر توسط اصولگرایان تنها ابزاری برای اتهام زنی به جناح سیاسی مقابلشان است یا اینکه این افراد واقعا به گستردگی این هجوم اعتقاد دارند و از ته قلب این اظهارات را بیان می کنند.
اگر نگاه اول درست باشد که اصولا جایی برای پاسخ گفتن وجود ندارد. چرا که کسی که خواب است را می توان بیدار کرد ولی کسی که خود را به خواب زده باشد را هرگز. اما اگر نگاه دوم درست باشداین افراد باید بدانند که راه مقابله با این هجوم نه قبض بلکه بسط است. ایجاد فضای تولید در زمینه های فرهنگی و اجتماعی و تلاش برای فتح عرصه های اجتماعی بر اساس سلیقه های مختلف افراد تنها راهکار این مقابله است. نه اینکه کسی بخواهد به این بهانهبه اصول مصرح قانون اساسی و خواسته های اصلی مردم نگاه آسیب شناسانه داشته باشد.
برگزاری انتخابات در تمام جوامع امروز نماد پیوند دولت و ملت است. نماد مشروعیت یک نظام سیاسی است و صد البته عامل بقای آن در عرصه اجتماعی. انتخاب شیوه جمهوری برای ایران نیز به همین دلیل صورت گرته است. جمهوریت و دموکراسی هم هرگز بدون انتخابات معنا پیدا نمی کند.
آقای حبیبی و همفکران سیاسی شان که گهگاه این گونه سخنان را از زبان آن ها می شنویم باید ریشه بحران کنونی را در جای دیگری جستجو کنند. جایی که مجال سخن گفتن از آن در این جا نیست ولی کمتر کسی است که از آن خبر نداشته باشد. اما ریشه این اتفاقات و فرصت دادن به کشورهای دیگر برای دخالت در کشور بی شک کمتر در مسائلی مانند انتخابات یا رسانه ها و دانشگاه هاست. حتی اگر بپذیریم که که این چیزها هم عامل وضعیت فعلی هستند باید بدانیم که این ها تنها می توانند واسطه های این اتفاقات باشند نه عامل آن ها.
حرکت به سمت موضع گیری هایی از این دست که به اصول اساسی قانون اساسی در کشور خدشه وارد می کند به صلاح کشور نیست. پیش بینی هایی که در اصول اسای کشور آمده است مانند انتخابات، تفکیک قوا، آزادی بیان و مسائلی از این دست بدون شک تضمین حفظ هر کشوری در برابر سختی ها و بحران هاست. بهتر است با موضع گیری های عجولانه و بعضا افراطی به آن ها خدشه ای وارد نشود. این مهمترین ضرورت حفظ نظام و کشور در برابر مشکلات است.
پ.ن: سرمقاله من در مردمسالاری. البته این نسخه کامل متنه. نسخه ویرایش؟! شده رو در سایت روزنامه با
این لینک بخوانید.